بررسی ساختاری اسطوره اشتراوس tardidgah.com

بررسی ساختاری اسطوره اشتراوس

لوی اشتراوس برای بیان اسطوره به سمت ساختار زبان می رود و می گوید اسطور ه زبان است ، برای شناخت باید آنرا باز گفت چرا که اسطوره از مقوله ی زبان و بخشی از گفتار آدمی است . اسطوره زبان است اما زبانی که حیطه آن در سطح برتری است و معنای آن از شالوده زبانی خود جدا می شود و فراتر می رود . اگر در اسطوره معنایی وجود دارد به خاطر ترکیب عناصر منفرد آن است . او در جستجوی شناخت عناصر اصلی این ترکیب است.

وی اسطوره را همچون زبان قابل تجزیه به عناصری می داند که در عین همسانی، ناهمانندند. وی در ابتدا به تمایز مراجع زمانی زبان و گفتار اشاره می کند: زبان به زمان بازگشت پذیر و گفتار به زمان بازگشت ناپذیر متعلق است. وی سپس سطح سومی را در نظر می گیرد که مختصات دو مرجع زمانی زبان و گفتار را در هم می آمیزد و نتیجه می گیرد اسطوره نیز از مرجع سومی برخوردار است. یعنی الگوی توصیفی اسطوره را بی زمان و ازلی دانسته و می گوید ساخت مضاعف تاریخی و غیر تاریخی اسطوره تبیین می کند که چگونه اسطوره در عین تعلق داشتن به حوزه های گفتار و زبان، در سظحی دیگر دارای جوهری مطلق است که از زبان و گفتار متمایز است.

استراوس معتقد است ترجمه نیز نمی تواند ارزش اسطوره ای یک اسطوره را خدشه دار کند، یعنی به رغم ناآشنایی با زبان و فرهنگ مردمی که مبدع یک اسطوره بوده اند، باز هم خواننده می تواند آن اسطوره را بسانِ اسطوره حس کند. جوهر اسطوره نه در سبک بیان و نه در در موسیقی اصیل کلام آن، بلکه در داستانی که اسطوره روایت می کند، نهفته است. اسطوره زبان است اما زبانی که حیطه ی آن در سطح برتری است و معنای آن از شالوده  ی زبانی خود جدا می شود و فراتر می رود.

پس معنای اسطوره در عناصر منفرد سازنده ی آن نیست، بلکه در شیوه ی ترکیب این عناصر است. در ضمن گرچه اسطوره از مقوله ی زبان و جزیی از آن است، اما زبان در اسطوره نمایانگر مختصات ویژه ای است. و در نهایت اینکه این مختصات پیچیده تر از مشخصه های انواع دیگر زبان بوده و در سطحی برتر از سطح معمول زبان قرار می گیرد. با فرض گرفتن این نکات می توان به دو نکته مهم رسید: اولا اینکه اسطوره مانند هر زبان دیگری از واحدهای سازنده ای تشکیل شده است. ثانیا اگر این واحدهای سازنده را در سطحی دیگر تجزیه کنیم، وجود واحدهای سازنده دیگری(واجها، تکواژها و تک سازه های معنایی) را در زبان پیش فرض می گیرد. همانگونه که واحدهای سازنده ی زبان با یکدیگر متفاوتند، واحدهای سازنده ی اسطوره نیز از دیگر واحدهای سازنده ی زبان متمایزند. این واحدها به نظم برتر و پیچیده تری متعلقند(تفاوت با انواع دیگر گفتار) و استراوس آنها را واحدهای سازه ای بزرگ می نامد.

اسطوره ساختاری لایه لایه دارد که هر لایه ای در فرایند تکرار ظاهر می گردد. از نظر استراوس هیچ روایتی را نمی توان اصیل و روایت های دیگر را نسخه ی بدل یا واگونه ی آن دانست. همه ی روایت های یک اسطوره به همان اسطوره متعلقند. منطق تفکر اسطوره ای همچون منطق علوم جدید، دقیق است و تفاوت نه در کیفیت فرآیند ذهنی بلکه در سرشت چیزهایی است که موضوع این فرآیند است.

محسن فرمانی

به این مطلب امتیاز بدهید:

5/5

ما را دنبال کنید:

این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on google
Share on skype
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *