معرفی کتاب ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی tardidgah.com

معرفی کتاب “ده پرسش از ديدگاه جامعه شناسي”

مولف: جوئل شارون

مترجم: منوچهر صبوري

ناشر: نشر ني

تعداد صفحات: ۳۶۸

سال نشر: ۱۳۷۹

تلخیص: محسن فرمانی

اين كتاب يك كتاب ابتدايي در زمينه جامعه شناسي بوده و براي افرادي كه تمايل دارند نسبت به كليت دانش جامعه شناسي آگاهي عمومي پيدا نمايند مناسب است. در كل اين كتاب، مولف، سوالات اساسي كه جامعه شناسي به آن پاسخ مي دهد، چيستي و چرايي اين دانش، و چگونگي روش جامعه شناسان را توضيح مي دهد. همچنين بطور كلي نظريه هاي معروف جامعه شناسي و رويكرد برخي از جامعه شناسان مشهور از جمله ماركس، وبر، دوركهايم، ميد، و پيتر برگر را مورد بررسي قرار مي دهد.

درباره مولف:

پروفسور جوئل شارون استاد جامعه شناسي در دانشگاه ايالتي مورهد در مينسوتاي امريكاست. حوزه هاي خاص مورد علاقه او در جامعه شناسي، علاوه بر مباني جامعه شناسي، قدرت اجتماعي، روان شناسي اجتماعي، و نظريه اجتماعي است.

فهرست اجمالي كتاب:

  1. جامعه شناسان چگونه جامعه را مطالعه مي كنند؟ (پژوهش جهان اجتماعي):

اين فصل درباره سوالات زير مي باشد: آيا ما مي توانيم آنرا ببينيم؟ آيا سوگيري شخصي ما مانع از آن نخواهد شد؟ آيا كار ما مي تواند علمي باشد؟ علمي بودن به چه معنايي است؟

ما همه موجودات فرهنگي هستيم.

ترديد كردن دقيقا هدف جامعه شناسي است.

اثبات عقلاني يا تجربي يعني چيزي به اين معناست كه ما ناچاريم در فرايندي گام به گام به روشني توصيف كنيم كه چگونه به نتيجه گيري هاي خود رسيده ايم تا اينكه ديگران بتوانند فرايند اثبات ما را بازبيني كنند، تا آنها بتوانند دلايل و شواهد را تحليل كنند، ‌دلايل جديدي را مطرح سازند، يا صرفا اين فرايند را تكرار كنند يا ببينند اين دلايل واقعا تا چه اندازه مناسب هستند. اين شيوه اساس درك در فلسفه و علم است. به يك معنا، اين فرايندي دموكراتيك است، زيرا دليل متعلق به كسي نيست.

دليل قابل قبول دليلي است كه فرد بتواند آنرا مشاهده كند، و با ديگران در آن سهيم شود، تا اينكه آنها بتوانند آن را مشاهده كنند، وارسي كنند، انتقاد كنند، گسترش دهند، يا آن را رد كنند.

ماكس وبر معتقد است همه دانشمندان بايد آماده باشند كه واژگون شدن عقايد و انديشه هاي خويش را با پيدايش شواهد جديد در دوره زندگي خودشان ببينند، بويژه دانشمنداني كه درباره انسان تحقيق مي كنند.

دانشمندان علوم انساني بايد در مورد نتايجي كه بدست مي آورند متواضع تر از فيزيك دانان يا شيمي دانان باشند.

پيتر برگر ادعا مي كند حكمت نخستين اين است كه چيزها هرگز آنچه بنظر مي رسند نيستند.

جامعه شناسان مي كوشند جامعه را درك كنند:

  • انديشه ها بايد با تحقيقات تجربي تاييد شوند. اين گونه تحقيقات بايد دقيق، خلاق، و متنوع باشد.
  • جامعه شناسي بعنوان يك علم بايد پيوسته كوشش كند تا عيني باشد. جامعه شناسي بايد انديشه هايي را كه بيشتر مردم بعنوان بخشي از فرهنگ خود پذيرفته اند با ديد انتقادي بررسي كند. اين امر جامعه شناسي را علم بسيار دشواري مي سازد.
  • انسان و جامعه انساني بخشي از طبيعت هستند و بنابراين مجموعه اي از قوانين طبيعي بر آنها حاكم است. فرض مي شود كه رويدادهاي انساني را عللي بوجود مي آورند كه بطور مشخص، علل طبيعي- از جمله علل اجتماعي- هستند.  

اگر بخواهيم كه افراد به نظام عقيدتي نهادي شده اي باور داشته باشند حضور جامعه شناسي خالي از خطر نيست. از اين روست كه جامعه شناسي انتقادي در اروپاي شرقي و اتحاد شوروي پيشرفت نكرد. و هم از اين روست كه ايالات متحده امريكا در دهه هاي ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ كه مصمم به وادار كردن ساختن جهان به پذيرش شيوه هايش و تشويق شهروندانش به مهم انگاشتن پيشرفت مادي بود، هميشه با شيوه هاي انتقادي جامعه شناسي بر سر مهر نبوده است.

  • معناي انسان بودن چيست؟ (طبيعت انساني، جامعه و فرهنگ)

آيا طبيعت انساني چيزي است كه ما از هنگام تولد داريم؟ آيا هوش كليد انسانيت است؟ يا زبان، جامعه يا فرهنگ؟ به هر صورت انسان چيست؟

  • چگونه جامعه بوجود مي آيد؟ (اساس نظم اجتماعي)

چه چيزي باعث ادامه حيات اجتماعي مي شود؟ چگونه مي توانيم با يكديگر همكاري كنيم؟ آيا ترس و زور باعث همبستگي ما مي شود؟ يا اينكه ما دوست داريم فقط با ديگران باشيم؟

  • چرا مردم در جامعه نابرابرند؟ (خاستگاه و پايندگي نابرابري اجتماعي)

آيا نابرابري به طبيعت بشر مربوط مي شود؟ آيا نابرابري در طبيعت جامعه نهاده شده است؟ آيا ايجاد جامعه اي برابر امكان پذير است؟

  • چرا به آنچه مي كنيم اعتقاد داريم؟ (خلق واقعيت اجتماعي)

آيا ما بر باورهايمان كنترل داريم؟ چگونه جامعه به آنها شكل مي دهد؟ آيا باورهاي ما از آن خودمان است؟

  • آيا انسان ها آزادند؟ ( امكان آزادي در جامعه)

 آيا ما بر زندگي خود تسلط داريم؟ نيروهايي كه بر تصميم هاي ما تاثير مي گذارند كدامند؟ اصولا آزادي چيست؟ چرا براي ما بسيار مهم است كه فكر كنيم آزاديم؟ آيا بعضي از ما آزادتر از ديگرانند؟

  • چرا همه نمي توانند مانند ما باشند؟ (مساله قوم مداري)

چرا ما مي خواهيم ديگران درست مانند ما باشند؟ ارزش ها چيست؟ قوم مداري چيست؟ آيا خوب است؟ يا بد؟ آيا انسان ها واقعا با يكديگر متفاوتند؟

  • چرا تيره بختي در جهان وجود دارد؟ (جامعه ، منشآ مهم مسايل انساني)

چه چيزهايي باعث مسايل بشري مي شوند؟ چرا زندگي براي مردم تا اين اندازه دشوار است؟ چگونه جامعه مسايل و مشكلات خود را ايجاد مي كند؟ آيا ساختن جامعه اي بهتر امكان پذير است؟ آيا تيره روزي اجتناب ناپذير است؟

  • آيا فرد براستي دگرگوني ايجاد مي كند؟ (درآمدي بر دگرگوني اجتماعي)

آيا اين تنها تفكر آرزومندانه است؟ چه زماني فرد مي تواند واقعا تغيير ايجاد كند؟ چه چيزي مانع آن است؟ چرا جامعه تغيير مي كند؟

  1. آيا جامعه شناسي مهم است؟ (ضرورت درك انتقادي جامعه)

مهم براي چه؟ آيا جامعه شناسي جهان بهتري بوجود مي آورد؟ درك بهتري از خود ما بدست مي دهد؟ يا درك بهتري از جامعه؟ آيا جامعه شناسي چيز مهمي به ما مي گويد؟

و گرچه نام كتاب ده پرسش است ولي مولف در چاپ هاي بعدي، سوال يازدهمي هم مطرح نموده است:

  1. آيا ما بايد درباره افراد به تعميم بپردازيم؟

آيا تعميم دادن درباره انسانها پذيرفتني است؟ آيا تعميم دادن با تفكر قالبي يكسان نيست؟ آيا هركسي نبايد همچون يك فرد تلقي شود؟ جامعه شناسان، روان شناسان، انسان شناسان، و همه دانشمندان اجتماعي درباره افراد و جامعه به تعميم مي پردازند. آيا كوشش آنها در اين باره از آغاز محكوم به شكست است؟

به این مطلب امتیاز بدهید:

5/5

این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on google
Share on skype
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *