نقدی بر مقاله چالش هایانجام مطالعات فرهنگی در ایران tardidgah.com

نقدی بر مقاله «چالش های انجام مطالعات فرهنگی در ایران و افق های پیش رو»

نوشته عبّاس کاظمی- محبوبه حاج حسینی، ۱۵/۱/۱۳۹۴

 

اول لازم است بگویم آقای دکتر عباس کاظمی سمت استادی بر من دارند و مراتب احترام را برای ایشان لازم است بجای آورم. لیکن سطور آینده نقد حرفه ای بوده و نافی ارادت و احترام به ایشان نیست.  

محور اوّل- بررسی وضعیّت مطالعات فرهنگی ایران در این مقاله صرفاً با تأکید بر ابعاد داخلی آن انجام شده است. منابعی که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند اساتید و فارغ التّحصیلان این رشته است. درحالی که این بررسی‌ها باید از نگاه های دیگری همچون دولت، ان‌جی‌او ها، فرودستان و گروه های حاشیه‌ای، فعّالان جنبش‌های زنان و جوانان و …، روشنفکران در حوزه عمومی از گروه‌ها و سنخ‌های مختلف همچون دینی، چپ، درون و برون دولت، …، رسانه ها و نویسندگان و در نهایت متولّیان رشته‌های دیگری همچون علوم سیاسی، روان‌شناسی، تاریخ، فلسفه، اقتصاد و غیره نیز انجام گیرد تا تصویر جامع‌تری برای وضعیّت حال مطالعات فرهنگی ایران ترسیم نماید. افزون بر آن، با تکیّه بر یکی از ابزارهای طرّاحی و برنامه‌ریزی استراتژیک، بنام تحلیل محیط SWOT ، نقاط قوّت و ضعف (که درونی هستند) و فرصت و تهدید (که بیرونی هستند) را برای مطالعات فرهنگی امروز ایران می‌توان استخراج نمود تا بر این اساس مسیر آینده را مناسب تر پیمود.

محور دوم- نتیجه گیری روشن و محکمی در پایان مقاله انجام نشده است. در طول این مقاله دو خطّ اصلی همواره وجود دارد. یکی به محافظه‌کارتر و غیرسیاسی بودن و اصولاً زنده ماندن بیشتر و جلوگیری از حذف اصرار دارد. خطّ دوّم بر جلوگیری از بی‌اثر شدن و فانتزی و شیک شدن تأکید دارد. لذا مسأله “حذف” در این میان اهمّیّت پیدا می‌کند. نتیجه روشنی که می‌شد از مقایسه این دو خطّ اصلی گرفت می‌توانست این باشد که با تأکید بر همان خصلت ذاتی مطالعات فرهنگی بر بازیگوش و سیّال بودن و گاهی استعاری بودن آن، همواره سعی شود با توجه به اقتضای شرایط زمانی، فاصله مناسبی با “حذف” حفظ شود ولی خیلی هم از آن دور نشد. به عبارتی مطالعات فرهنگی اینگونه استراتژی خود را نسبت به موقعیّت “حذف” باید تدوین کند.

محور سوّم- در این مقاله به وجود سنّت‌های مختلف در دانشگاه‌های موجود اشاره مختصری شده ولی جا دارد که ویژگی‌های هر کدام را بصورت مشخّص‌تر برشمرد تا بتوان سنگ بنایی برای تدوین سنّت هر دانشگاه گذارد. باید بر تدوین سنّت و گرایش‌ها و ویژگی‌های منحصر بفرد هرکدام از دپارتمان های مطالعات فرهنگی دانشگاه تهران، علّامه، علم و فرهنگ، کاشان و کرمانشاه تأکید کرد که هرچه زودتر این مکتوبات تهیّه شود. بعلاوه می توان در ارتباط با محور دوّم که در بالا سخن آن رفت، دانشگاه‌های مختلف را در نقاط مختلفی از طیف دوسویه رادیکال- بی‌اثر جایابی کرد و به گونه‌ای که نوعی تقسیم کار یا پراکنده کردن ریسک انجام پذیرد، موجبات آن را فراهم آورد که در صورت حذف، تنها یکی از دپارتمان ها قربانی شود و مابقی زنده بمانند.

محسن فرمانی-  آذر ۹۴

به این مطلب امتیاز بدهید:

5/5

ما را دنبال کنید:

این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on google
Share on skype
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *